آقاي د. از مشتري هاي خوب بانك ماست...
نه بخاطر داشتن حساب مشعشع
حتي حسابش يه شعبه ي ديگست!
دقيقا قبل از اينكه بياد و بخواد پول واريز كنه به حسابش، صندوقم رو گرفتم. ميخوند.
و وقتي رفت 100 تومن زياد داشتم!
باهاش تماس گرفتم:"آقاي د. مطمئنيد كه درست دادين؟!" يه كمي فكراشو كرد و گفت :"آره!! انگار حق با شماست!"
اومد و فيش نوشت.
منم 100 تومن رو ريختم به حسابش.
كلي تشكر كرد و رفت!
منم دوتا مشتري ديگه راه انداختم تا اينكه وقت كاري تموم شد.
مطمئن از درست بودن صندوقم، اونو تحويل دادم...
- خانم...! اينكه 100 تومنش كمه!!!
- چي؟؟؟! غير ممكنه!
يعني چي؟! مگه ميشه توي 3 تا سند همچين اشتباهي كرده باشم؟!
- حتما به آقاي د. اشتباهي زنگ زدم!!.. يعني اصلا پولش اضافه نبوده و من اشتباه كردم!!
اصلا روم نميشد بهش زنگ بزنم و بگم كم آوردم!! و اشتباهي احتمالا گفتم بهش كه 100 تومنش زياده!
يكي از همكارا زنگ زد بهش و ماجرا رو گفت.
اونم گفت بررسي ميكنه و خبرشو بهمون ميده...
از ته قلبم اميدوار بودم كه زنگ بزنه و بگه آره! اشتباه شده!!
خدايا! يعني چي؟؟؟! 100 تومن؟!؟!؟ مگه چقدر حقوق ميگرم كه 100 تومن اينجوري بره؟؟!
آقاي د. زنگ زد: "حسابم درسته! اونموقعي كم ريختم به حساب!"
داشتم ديوونه ميشدم!!
حالا وسط اون اعصاب خوردي، يكي از همكارا اومده ميگه: "فردا به خاطر اين كسريت زنگ ميزنن بالا!!!"
{توي روحت!!!}
يعني چي؟؟!
آخر سر يه فيش دادم به صندوقدار تا از حسابم برداره...
و رفتم بالا تا دوربين ها رو نگاه كنم بلكه چيزي دستگيرم بشه!
"خانوم...!!! بيا!! بايد شيريني بدي؟!؟"
- پيدا شد؟؟
بلــــــه!
فكر ميكنيد چي شده بود؟؟!
صندوقدار IQ ما، لاي دو هزار تومني هاي صندوق منو نگشته بود! بينش يه ايران چك 100 تومني بود!
ومن هم از اون IQ تر كه صندوقم رو مرتب تحويلش ندادم!
اوووه!
تازه نفسم بالا اومد!
شديدا خجالت زده ام از خودم!
از روي آقاي د.!
خدا منو ببخشه!
